بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

605

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

بود و صريح حديث سابق دلالت دارد بر اينكه مراد از مساجد اوصيااند نه آنكه درين جا مضاف محذوف باشد اللَّه اعلم بحقايق كلمات اوليائه وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ و ديگر وحى كرده شده است به من اينكه شأن و قصه اينست كه چون برخاست بندهء خداى تعالى كه محمد است تا عبادت كند خداى تعالى را كادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَداً نزديك بودند كه باشند آن جنيان كه براى استماع قرآن نزد حضرت آمده بودند به روى هجوم كننده و ازدحام نماينده بر روى يكديگر حركت كننده از جهت حرصى كه باستماع قرآن داشتند و بعضى گفته‌اند كه معنى آيه اينست كه وحى ديگر اين بود كه چون حضرت برخواست كه بندگى خداى تعالى را بجا بيارد و مردم را بدين حق دعوت كند جمعى از قريش بمحض آنكه آزار به آن حضرت رسانند نزديك بود كه ازدحام كنند بر سر حضرت و ضرر به آن حضرت رسانند « و فى تفسير على بن ابراهيم عن ابى الحسن الرضا عليه السّلام قال وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ يعنى محمد صلّى اللَّه عليه و إله يدعوهم الى ولاية على كادوا قريش يكونون عليه لبدا يتعاونون عليه » يعنى چون محمد صلوات اللَّه عليه و آله برخواست تا مردم را بقبول ولايت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام دعوت كند نزديك بود كه باشند قريش هجوم كننده بر سر او حالكونى كه اعانت يكديگر كنند بر ضرر او قبل ازين گذشت كه حضرت ابى جعفر عليه السّلام فرمودند كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله را ده اسم است پنج اسم در قرآنست و پنج اسم در غير قرآنست و آن پنج اسم كه در قرآن است يكى از آن عبد اللَّه است . [ سوره الجن ( 72 ) : آيات 20 تا 24 ] قُلْ إِنَّما أَدْعُوا رَبِّي وَ لا أُشْرِكُ بِهِ أَحَداً ( 20 ) قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا رَشَداً ( 21 ) قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً ( 22 ) إِلاَّ بَلاغاً مِنَ اللَّهِ وَ رِسالاتِهِ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً ( 23 ) حَتَّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ ناصِراً وَ أَقَلُّ عَدَداً ( 24 )